dailies
Sunday, January 28, 2007
-3:56 AM
اي واي! چه خست است. وبلاگ نوشتن را ميگويم. سخت است و نپز! مثل گوشت شتر! تا به حال خورده اي؟
كار من اين روزها حسادت كردن است. حسادت به دوستي كه قلمش بر صفحه جادو ميكند. من اما مضطرب در پيچ و خم حروفي كه تايپ ميكنم زنانگيم را پنهان ميكنم. ريتم عاشقانه نوشته هايم را صد برابر ميكنم كه مبادا كسي فكر كند من بي قرار و خسته ام. بي قراري سهم من نبود... سهم نوشته هاي پاييزيم. غرغر كردن بزرگترين لذتي كه اين روزها برايم ميوه اي ممنوعه شده است. آن وقت فكر ميكنم بيمارم. بيمارم كه گاهي از اين همه خوشبختي احساس بدبختي ميكنم!
قلم را بايد پروا داد!بايد آنقدر نوشت و نوشت و نوشت كه فارغ از اهميت شد... اهميت رضايت يا عدم رضايت
blog
Sunday, January 28, 2007
-3:56 AM
اي واي! چه خست است. وبلاگ نوشتن را ميگويم. سخت است و نپز! مثل گوشت شتر! تا به حال خورده اي؟
كار من اين روزها حسادت كردن است. حسادت به دوستي كه قلمش بر صفحه جادو ميكند. من اما مضطرب در پيچ و خم حروفي كه تايپ ميكنم زنانگيم را پنهان ميكنم. ريتم عاشقانه نوشته هايم را صد برابر ميكنم كه مبادا كسي فكر كند من بي قرار و خسته ام. بي قراري سهم من نبود... سهم نوشته هاي پاييزيم. غرغر كردن بزرگترين لذتي كه اين روزها برايم ميوه اي ممنوعه شده است. آن وقت فكر ميكنم بيمارم. بيمارم كه گاهي از اين همه خوشبختي احساس بدبختي ميكنم!
قلم را بايد پروا داد!بايد آنقدر نوشت و نوشت و نوشت كه فارغ از اهميت شد... اهميت رضايت يا عدم رضايت